اگه بگم خودم باورم نمیشه که تغییر کردم 
دروغ نگفتم
چون پیش نیومده بود چیزی توم تغییر کنه
مثلا چندوقت پیش یکی از هم گروهی های کلاس رباتیکمو بعد 7 سال دیدم
دیالوگمون اینجوری شروع شد
من داشتم با دوستام میگفتم و میخندیدم
یهو اومد جلو گفت طاها تو هیچیت هیچوقت عوض نمیشه همونی که 7 سال پیش بودی
اما الان تونستم تغییر کنم
تنها نقطه ضعفمو ترکوندم
دوست داشتن
دیگه هیچکی با هیچ ویژگی نمیتونه تو دایره ی دوست داشتن من بیاد
با هرکی باشم
فقط واسه خوش گذرونیه
دیگه به هیچکی گیر نمیکنم
این شاید بزرگترین تغییری باشه که تا آخر عمرم اتفاق میوفته
چقد خوشحالم که تونستم