من  وقتى بیش ازحد غرغر میکنم یعنى خسته شدم باید با دوس داشتنت خفم کنى 
وقتى اعصاب ندارم وفتى همش تیکه میندازم وقتى همش تو خودمم وقتى حرف نمیزنم وقتى همش پاچه میگیرم وقتى مثل مذاب آتیشیم وقتى مثل انبار باروت منتظر جرقه م
توى احمق باید بفهمى به کسى گرم سلام کردى یا با کسى گرم حرف زدى یا خنده هاتو واسه جز من خرج کردى یا بوى کسى رو حس میکنم
تو نباید جز من بویى بدى
در کل اون نفر سوم باعث همه ى مشکلات موجوده
من اونقدررام پیچیده نیستم
فقط باید مواظب باشى همه ى تو توى قلمروئه من باشه
من هیچوخ تو قلمرویى ک تو بزارى کسى توش وارد شه نمیمونم
تو حواست فقط و فقط و فقط به همین باشه
دیگه هرچى پیش اومد من سپر بلاى توام دیگه هیچى ازت نمیخوام
فقط مواظب قلمروى من باش