پاییز 
رفت
زمستان 
تمام شد
بهار رسید
سراغ تو از من میگرد
در حالی که عینک ته استکانیم را روی صورتم جابه جا میکنم:
"خیلی وقته از اینجا رفته"
سرش را پایین انداخت رویش را برگرداند
درحالی که شکوفه هایش پرپر روی زمین میریختند رگبار اشک هایش طوفان به پا کرد
گذاشت و رفت
"آهای آهای کجا میری؟مگه من بهار نمیخوام؟"